می‌آیی در امتداد «سلام»
   می‌روی در پناه «خداحافظ»
      در باز می‌شود، قدم‌زنان روی فرش قرمز دور می‌شوی
         فرش که هست، قرمز که هست دل من، زیر پای تو
             و توی سر به‌هوا به عادت دیرینه‌ات باز نمی‌بینی!
به امید سلام فردا   
   که این بار نزدیک شوی
       از همان راه فرش قرمز... .