دلم برای کودکیم تنگ شده


برای روزهایی که باور ساده ای داشتم همه آدم ها را دوست داشتم


مرگ مادر کوزت را باور می کردم و از زن تناردیه کینه به دل می گرفتم مادرم که می رفت به این فکر بودم که مثل مادر هاچ 

نکنه یه وقت گمش کنم دلم می خواست ممُل را پیدا کنم از نجاری ها که می‌گذشتم گوشه چشمی به دنبال

وروجک بودم تمام حسرتم از دنیا نوشتن با خودکار بود

برای دوستی‌های خالصانه دلم تنگه ، برای کودکیم دلم تنگه !!!