تنهایی
بـہ تَرَکـ هاےِ دیوار که ریز می شوم...
تـازه می فهمم ؛
سـر بـه شـا نهے کَسے داشتن و احساس تنهایـے کردن؛
عجیب مَعنے می دهد!! ...
دیـوار هم که باشے؛ ترکـ بـر می دارے وَقتے
سـر بـه شـانہ ات داشتہ باشـند و بـه حسابت نیـاورند...!!! ...
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 23:39 توسط رضا
|