بیا باران

 زمین جای قشنگی است

من از جنس بلورم

خوب می دانم

 که گل در اشتیاق بلبلان است

گلم در یک  طرف  هم  قصه  با شمع

و در شوق نگاهش همنوا با رنگ های ساده پروانه هاست

سراسر در جهان شور گلم با  چهچه بلبل ...کنار بال های  رنگی

پروانه هایم ....

بیا باران   

چه زیبا می شود رنگ حضورت

زمین جای قشنگی است

میان ناودان های نگاه کودکان شاد

بیا باران

من ازجنس بلورم خوب می دانم

 که اینجا عشق را ره توشه می گیرند

 

میان دست های  کوچک کودک نشان هایی

که از دیروز تا امروز برایم قصه ها گفتند

من از دنیایی می گویم

که دیگر خنده ی  سرمست عابرهای بی نام و نشان را

دیوانگی هایش  نمی دانند

بیا باران زمین جای قشنگی است

در اینجا قدر مردم را به عشق اندازه می گیرند

و هر کس که محبت بیشتر در کوله اش دارد

نشانی از خدا دارد

بیا باران زمین جای قشنگی است

در این جا شعر حافظ را فقط کولی نمی خواند

در اینجا شعر حافظ را  همه

 با هر زبان و هر نژادی ..... دوست می دارند

و آن گه که  کلام پیر دانا در شب یلدا به حافظ باز می گردد

همه در گوشه قلب پر از احساس خود

به یاد حافظ نامی  ...

برایش  سوره ی اخلاص می خوانند

بیا باران

زمین  جای قشنگی است

 بیا باران

زمین  را شوق بوسیدن  برای تو فراوان ست

بیا باران....