کاش
کاش آسمان حرف کویر را می فهمید
و اشک خود را نثار گونه های خشک کویر می کرد...
کاش دل ها آنقدرخالص بودند که دعاها
قبل از پایین آمدن دست ها مستجاب می شد...
کاش مهتاب با کوچه های تاریک شب آشناتر بود...
کاش بهار آنقدر مهربان بود که باغ را به دست خزان
نمی سپرد...
کاش در قاموس غصه ها ، شکوه لبخند در معنی داغ اشک
گم می شد...
کاش مرگ معنی عاطفه را می فهمید...
کاش...
کاش...
کاش...
+ نوشته شده در دوشنبه دهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 1:25 توسط رضا
|